سلام نماینده آینده

این روزها به سلامتی مدارک را تحویل دادی ونامت را ثبت نام کردی تا قرعه فال به نامت کشیده شود وآن بار امانتی که کوهها وآسمان نمی توانند انرا تحمل کنند را به دوش بکشی.چقدر سخت است تحمل این بار امانت.

هربار که از کنار جزیره شادی ناقص الخلقه گذر می کنم بار امانتی را می بینم که بر زمین مانده است و مردم برای اوقات فراغت ترجیح می دهند کنار زمین سبز پلیس راه که به اندازه کف است چایی بخورند وهوایی تازه کنند تا اینکه به جزیره شادی ناقص الخلقه بروند . اینکه شهرم بهار دارد از فقر آب های زیر زمینی به کویر لوت می رسد و زمین هایش به چاله های خالی و کچلی دچار می شوند.از کنار شیرهای سنگی پارک لاله می گذرم .پارک نصف ونیمه که هربار ترس ان را دارم که با جسدخونینی روبرو نشوم.
هربار که نماینده ای به مجلس می رود برایمان امانت ناقص الخلقه می آورد ،بیمارستان ودرمانگاه های سطح شهر که هرکدام در جایی پراکنده شده اند و به دست مدیری ،نماینده ای روزی کلنگ خورده و بعد رشد ناقص الخلقه ای داشتند .

بعد از گذشتن از مراکز تفریحی به مراکز علمی می رسیم که ساکت تر ازهمیشه است .دانشگاهی که دیگر دانشجویی ندارد و امیدی که دیگر برای ادامه تحصیل نیست. هیچ دیگر از تو نمی خواهیم برای بیکاری جوانان شهر ،برای نوسانات بازار سیب زمینی وسیر وهندوانه و گوجه فرنگی کاری انجام بدهی . دیگر نمی خواهیم شعار وشام بدهی .ما مردم مسلمان دین و وطن و کسانی را که برای هروجب این وطن از جان گذشتند دوست داریم . فقط می خواهیم وقتی پشت آن میز و میکروفون نشستی ،اولا انگری بردز و نینجا فورت بازی نکنی،دوما گلابی و خربزه توی جیب وپلاستیک نریزی. سوما یکجا بنشینی واین سو وان سو نروی.

به مسئولیت که داری فکر کن به وجدان وانسانیتی که انسان های دیگر به تو بها داده اند فکر کن و مسئولیت پذیر باش.

والسلام.
لیلا امانی

انتهای پیام/