سوخت های زمستانی در بهار قدیم


اگرچه امروزه تمام وسایل گرمایشی و پخت و پز با گاز شهری تامین و به همین منظور طراحی و ساخته می شوند. در بهار قدیم سوخت هایی که برای فصول سرد سال استفاده می نمودند از خود بهار تهیه و کاملاً بومی بود. بیشتر سوخت ها برای منقل کرسی از تپاله گاو یا پهن خر و اسب و مهمتر از همه پشکل گوسفند و بز بود. در موارد اندکی هم از خاکستر استفاده می نمودند. در این میان چوب مهمترین هیزم برای پخت و پز و آشپزی بود. به دلیل طولانی بودن ماههای سرد سال و نیاز به مواد سوختی برای منقل کرسی یکی از کارهای اصلی زنان در فصل تابستان تهیه و آماده سازی و عمل آوری این نوع سوخت ها بود. برخی از سوخت ها که دارای عملکرد گرمایشی بیشتر و هم چنین فاقد بوی نامطبوع بودن تهیه آنها نیاز به زحمت و مرارت بیشتری نسبت به بقیه موارد بود. معمولاً تپاله گاوی خیس بوده و نیاز است تا ابتدا آن را کاملاً خشک نمایند. به همین جهت در طول زمستان که شرایط آب و هوایی بهار امکان خشک شدن به تپاله ها را نمی داد. چنانچه ذکر شد بهاری ها در گوشه ای از حیاط بیرونی موسوم به«دِشقاره حِیَط» (dešqâre heyat) را برای دپو و انبار تپاله و پهن و پشکل مرطوب و خیس در نظر می گیرند تا در معرض تابش آفتاب و جریان هوا خشک گردد. بعد از خشک شدن کان محتوات «لاسدان» آنها را به «اُدون نوق» انتقال می دهند تا ذخیره ای برای روزها و ماههای سخت و سرد سال باشد.

در زیر به نام و نحوه تهیه برخی از سوخت های مورد استفاده در بهار قدیم اشاره می شود.

* کَرمَه

کَرمَه (karma) یکی از انواع نامرغوب سوخت زمستانی است و علاوه بر اینکه در زمان سوختن بوی نامطبوع بوده و لایه هایی سفت و سخت و به هم فشرده دارد. این نوع سوخت علاوه بر اینکه بد می سوزد دیرتر از بقیه سوخت ها مشتعل شده و حرارت و گرمای مطبوعی از خود تولید نمی کند. همچنین زغال داغ و تفتیده آن هم بوی نامطبوعی دارد. در طول زمستان برخی از دامدارانی که امکان بیرون آوردن روزانه تا هفتگی تپاله های گاو را از طویله ندارند، معمولاً بعد از اتمام فصل سرما تپاله های انباشته شده بر روی هم در کف طویله را که در حدود بیست تا سی سانتی متر قطر دارد، در اوایل بهار از طویله کنده و به بیرون منتقل می کنند. با توجه به اینکه تپاله ها چند ماه در زیر پای گاوها مانده اند ناخودآگاه تبدیل به لایه ای سفت و محکم می شوند. بهاری ها وقتی این تپاله ها را قطعه قطعه نموده از طویله بیرون می آورند آن را اصطلاحاً «کَرمَه» (متاسفانه ریشه این کلمه یافته نشد) می نامند. قطعات «کَرمَه» را برای خشک شدن در فضای باز افتاب خور یا در پشت بام می چینند. بعد از خشک شده برای استفاده در منقل کرسی به انبار موسوم به «اُدُن نوق» (اُدون» (odon) به معنی هیزم بوده و «نوق» (noq) تلفظ دیگری از «لوق» (loq) است. معنی جا و مکان را می دهد) انتقال داده می شود.

*یاپمه(yâpma)

برخی از بهاری ها در طول سال هر از چند روز در داخل طویله تپاله ها و از داخل آغل پشکل و از محل نگهداری خر و اسب پهن ها را به بیرون انتقال داده و در پشت بام و یا در گوشه ای از حیاط بیرونی آنها را در معرض تابش نور خورشید قرار داده و آنها کاملاً خشک می نمودند. بعد از اینکه مقدار قابل توجه از تپاله ها، پهن و پشکل جمع شد آنها را در هم آمیخته و در داخل چاله ای می ریزند. سپس به مقدار لازم به داخل چاله آب اضافه نموده و آنها را با بیل یا چیزی شبیه به آن درهم ممزوج می کنند، تا چیزی شبیه به ملات از کار دربیاید. بعد دو یا سه نفر به داخل آن رفته و بین دو تا سه ساعت آنها را لگد مال می کنند تا کاملاً در همدیگر مخلوط شوند. سپس وقتی که ماده ای تقریباً سفت به دست آمد را در قطعات چهار تا پنج کیلویی جدا جدا در سطح زمینی هموار که معمولاً سطح بام مناسب این کار است در ردیف های منظم و به فواصل بیست سانتی متر از همدیگر پخش می کنند. سپس یکی از زنان اهل خانه به سراغ آنها رفته و آنها را به شکل بیضی به طول چهل تا پنجاه سانتی متر و عرض بیست و پنج تا سی سانتی متر با ارتفاع بین پانزده تا بیست سانتی متر شکل می دهد. ارتفاع قسمت میانی بیضی معمولاً دو برابر لبه ها می باشد. قطعات شکل داده شده تا زمانیکه کاملاً شوند در زیر نور مستقیم خورشید می مانند. این قطعات بعد از اینکه خشک شدند  با عنوان «یاپمه» (به خاطر اینکه در آخرین مرحله ماده به دست آمده را محکم بر روی زمین می کوبند و سپس آن را به شکل بیضی در می آورند، نام آن را «یاپمه» گذاشته اند. در واقع «یاپمه» (yâpma) زمان کوبیدن به زمین است.) نام شده و یکی از مرغوب ترین انواع سوخت زمستانی می باشد. بعد از خشک شدن «یاپمه»ها را در محلی جمع نموده و برای زمستان نگهداری می کنند. در بهار قدیم برخی از زنان خانه دار که دارای دام زیاد بودند از طریق تهیه  «یاپمه»  به تعداد زیاد علاوه بر اینکه سوخت فصول سرد سال خود و خانواده را تامین می نمودند بلکه مازاد تولید خود را به خانواده های فاقد دام به فروش رسانده و به در آمده خانه و خانواده کمک قابل توجهی می نمودند.


* آزاله گُونَه

مراحل تهیه و مواد اولیه«آزاله گُونَه» («گونه» (gona) به معنی گوی و تپه مانند است. اما متاسفانه معنی و ریشه کلمه «آزاله» (âzâla) یافته نشد) هم همانند «کَرمَه» می باشد با این تفاوت مه قطعات «آزاله گُونَه» به اندازه کف باز دو دست می باشد. آزاله به سرعت قابل اشتعال بوده و معمولاً در روزهای سرد سال وقتی منقل را بار می گذارند یک عدد «آزاله گُونَه» را در وسط منقل گذاشته و بعد قدری آتش افروخته یا ذغال بر روی آن می گذارند تا مشتعل شود. بعد از اینکه اندکی مشتعل شد دور تا دور «آزاله گُونَه» را با خاکستر می پوشانند و برای اینکه کاملاً گداخته شود لوله هواکش برروی آن می گذارند.

* تاپاله

فراوری «تاپاله» (تاپاله (tâpâla) همان تپاله است) نیز همانند تهیه «کَرمَه» است. برخی از بهاری ها در طول سال هر از چند روز در داخل طویله تپاله ها را به بیرون انتقال داده و در پشت بام و یا در گوشه ای از حیاط بیرونی آنها را در معرض تابش نور خورشید قرار داده و آنها کاملاً خشک می نمودند. بعد از اینکه مقدار قابل توجه از تپاله ها جمع شد آنها را در هم آمیخته و در داخل چاله ای می ریزند. سپس به مقدار لازم به داخل چاله آب اضافه نموده و آنها را با بیل یا چیزی شبیه به آن درهم ممزوج می کنند، تا چیزی شبیه به ملات از کار دربیاید. بعد دو یا سه نفر به داخل آن رفته و بین دو تا سه ساعت آنها را لگد مال می کنند تا کاملاً در همدیگر مخلوط شوند. سپس وقتی که ماده ای تقریباً سفت به دست آمد را با قالب خشت زنی در قطعاتی به اندازه خشت های معمولی یعنی اندازه تقریبی ۲۰ در ۲۰ سانتی متر در آورده و در کنار هم و به ردیف در سطح زمینی هموار که معمولاً سطح بام است در کنار هم قرار می دهند. قطعات خشت مانند تا زمانیکه کاملاً شوند در زیر نور مستقیم خورشید می مانند. این قطعات بعد از اینکه خشک شدند با عنوان «تاپاله» ذکر نام می شود. مورد مصرف اصلی«تاپاله» برای اجاق پخت و پز بوده و به خاطر بوی نامطبوع و کیفیت پائین عمدتاً زمانی که دیگ آبگوشت را باز می گذاشتند از «تاپاله» برای گرمای یک نواخت زیر دیگ استفاده می نمودند.

*گُونَه زُغال

یکی از انواع سوخت هایی که همه طرفدار آن بودند موسوم به «گُونَه زُغال» (هر چیز گلوله مانند فشرده به هم را «گونه» (gona) می نامند) بود. ماده اولیه اصلی آن خاکه زغال اجاق بود. برای تهیه آن ابتدا مقدار زیادی خاکه زغال را در چاله ای گرد آورده و سپس به مقدار لازم آب به آن اضافه می نمودند. سپس با بیل یا چیزی نظیر آن خاکه زغال و آب را در هم مخلوط می نمودند تا همانند ملات گردد. سپس برای اینکه کاملاً آب و زاکه زغال در هم ممزوج شوند به مقدار زیاد آن دو را با هم ورز می دادند بعد از اینکه تبدیل به ملات نسبتاً چسبنده شده، کاسه ای مسی در اندازه آبگوشت خوری را درکنار خود قرار داده وداخل آنرا با ملات به دست آمده پر نموده و آن را می فشارند تا کاملاً داخل کاسه و حباب های احتمالی موجود در زیر لایه های ملات به بیرون بیاید. سپس سطح صافی را به همین منظر انتخاب کرده اند تمیز نموده و تمام مواد اضافه و آشغال موجود در سطح آن را می زدایند. به کاسه مملو از ملات خاکه زغال را بر عکس بر روی زمین مورد نظر گذاشته و کاسه را یک یا چند تکان داده یا ضربه ای به انتهای کاسه می زنند تا محتویات داخل آن خارج شود. به تعداد زیاد از این ملات را با کاسه فوق برداشته و به صورت قالبی درمحل مذکور و درکنار هم می گذارند تا درمعرض نور خورشید خشک شود. بهترین مکان برای خشک کردن«گُونَه زُغال» پشت بام هایی بوده که در طول روز بیشترین ساعت آفتاب خور بودن را داشته اند. بعد از اینکه خشک شدند اصطلاحاً تبدیل به «گُونَه زُغال» شده و در محلی مناسب برای ایام سردسال جهت استفاده در منقل کرسی نگه می دارند. لازم به ذکراست که این نوع سوخت به دلیل تولید گرمای مطبوع و زیاد و همچینین عدم بوی بد طرفداران بسیاری داشته ولی به خاطر اینکه مواد اولیه آن کم بوده عموماً تهیه آن مستلزم پرداخت هزینه زیاد بوده و بنابرهمین این سوخت بیشتر توسط متمولین بهار قدیم مورد استفاده قرار می گرفته است. 


سلیم سلیمی موید

انتهای پیام/