کوسه گردانی در شهر بهار

در شهر بهار پنج روز بعد از چله بزرگ کوسه می آمد. سعی بر آن بود تا برنامه ریزی نمایند که در روزهایی که برف تمام زمین را پوشانیده است کوسه گردانی انجام شود. کوسه از طرف چوپانی تعیین می شد که گله به صحرا می برد و آنها را می چرانید. در شهر بهار بسیاری از خانواده ها تعداد اندکی دام داشتند و چون به چرا بردن آنها برایشان مقرون به صرفه نبود معمولاً یک چوپان بین دویست تا صدو پنجاه دام را با هم در یک گله به چرا می برد. برای اینکه کوسه بتواند مراسم را به خوبی انجام بدهد و وسط کار انرژی کم نیاورد، صبح زود یک دست کله پاچه کامل از طرف چوپان به او می خوراندند. کوسه در اجرای مراسم به خانه افرادی می رفت دارای دام بودند، تا به این وسیله آمدن بهار را به آنها اطلاع داده و ببیند آنها چه چیزی برای قدرشناسی چوپان به او می دهند. سعی می نمود به خانه افراد بی دام نمی رود مگر افرادی که از نظر مالی وضعیت مناسب تری داشتند. به همراه گروه چوپان نیز می رود تا از نزدیک شاهد مراسم باشد. لباس کوسه بسیاز شبیه لباس چوپان بود. بالاپوش نمدی معروف به «کَچه»(kača) از مهمترین لباس های او به شمار می رفت. این لباس سرتاسر بدن کوسه را از گردن تا نوک پا را می پوشانید. روی کچه جلیقه ای به نام «کپنگ»(kapanag) می پوشید. بر روی نوار پارچه ای تعدادی زنگوله را دوخته و کوسه از آن به جای کمر بند استفاده می کرد. البته در نقاط دیگر بدن کوسه زنگوله های دیگری نیز نصب می کردند تا در زمان حرکت صدا تولید کرده و توجه بقیه را به خود جلب نماید. برگردن کوسه زنگوله ای بزرگ همانند گردن بند می انداختند که صدای زیادی را تولید می کرد. کلاهی نمدی بر سر داشت. به درور کلاه نواری پارچه ای می بستند و در در جایی که گوش کوسه قرار داشت، بین نوار و کلاه مقداری جارو به صورت عمودی کار می گذاشتند، که تداعی کنند دو شاخ معروف به «بونوز»(bonnöz) بر سر کوسه بود. از همان جنس نمدی نقابی برای صورت کوسه درست می کردند و تنها چشمان کوسه دیده می شد، تا به اصطلاح کوسه شناخته نشود. مقداری پنبه را به صورت او می چسباندند که تداعی کنند ریش کوسه بود. شلوار کوسه معمولی بود ولی کوسه چکمه می پوشید. کوسه که نماد باروری بود در قسمت جلوی شلوار خود بر روی قسمت نرینگی یک عدد پیاز سفید هم آویزان می نمود به نشانه بیضه ای برای باروری. علاوه بر کوسه عروس نیز که یکی از جوانان محل بود لباس زنانه پوشیده و پارچه ای قرمز به سر خود می اندازد تا او نیز شناخته نشود. عروس جوالدوزی در دست دارد تا در زمانی که کسی او را اذیت می کند از خود دفاع نماید. در هنگام حرکت کوسه و همراهان وی تعدادی کوچک و بزرگ نیز به دنبال او در کوی و برزن به راه می افتادند. بیشتر آنها تلاش داشتند تا عروس را وشگون گرفته و او را اذیت نمایند که عروس با جوالدوزی که در دست داشت آنها از خود دور می کرد. در این روز بیشتر مردم در خانه ها را نیمه باز می گذاشتند تا کوسه و همراهانش به راحتی وارد حیاط گردند. در این مراسم کوسه و عروس حق حرف زدن ندارند و از این موضوع افرادی که به دنبال گروه افتاده اند سوء استفاده کرده در صدد آزار و اذیت چوپان و عروس بر می آیند. برخی هم از ترس جوالدوز از دور با گلوله های برفی کوسه را هدف قرار داده و او را می زنند. البته در جاهاییکه برف زیاد روی هم انباشته بود کوسه را به سمت انبوه برف برده و او را در زیر برف مدفون می کردند.


به همین منظور کوسه به سمت آنها حمله نموده و چون حرف نمی تواند بزند تنها به تکرار بع بع بع بع بع با صدای بلند اکتفا می نماید. کوسه و همراهان وقتی وارد حیاط خانه ای می شدند، کوسه به همراه عروس شروع به رقصیدن می نمود. رقصیدن آنها به این شکل بود که کوسه در یک طرف می رقصید و در مقابل او در طرف دیگر عروس می رقصید. در هنگام رقصیدن که بیشتر شبیه به بالا و پائین پریدن و جست و خیز بود و همراهان با هم و یک صدا می خواندند؛

های کوسه هایله کوسه
باشماقه تایله کوسه
کوسه گلر هوادن
سقله یل قوادن
کوسه نی یاقنه گته
دوردوقه جنگ قن گته
آلمه سه گدمز کوسه
آلمه سه گدمز کوسه

به معنی:
آهای کوسه آهای کوسه با هیاهو
ای کوسه ای که کفش با لنگه داری
کوسه می آید از آسمان و هوا
ریش او بادها را فراری می دهد
آهای سهم روغن کوسه را بیاور
هرچه که کوسه می ماند به همان اندازه قند بیاور
تا نگیرد کوسه از اینجا نمی رود
تا نگیرد کوسه از اینجا نمی رود

با خواندن این اشعار توسط گروه کوسه گردانی بقیه حاضرین نیز به دنبال آنها ابیات فوق را تکرار می کنند. بسته به میزان کمک خانواده کوسه و همراهان شور و حال حرکات و اشعار را تغییر می دادند. برای نمونه کوسه و همراهانش می دانستند که آن خانواده چه میزان کمک خواهد کرد اگر درخور توجه بود مطمئناً کار آنها هم پرکار تر بود. در مواردی هم زن صاحب خانه همراه با عروس و کوسه لحظاتی می رقصید. بعد از آن در زمانی که جست و خیز کوسه و عروس اوج می گیرد، هردو به هم نزدیک شده و کوسه و عروس دست بر روی شانه های همدیگر گذاشته و به رقصیدن ادامه می دهند. اندک زمانی هم رقص به این شکل ادامه می یابد. سپس کوسه در یک چشم به هم زدن عروس را در آغوش کشیده و او را می بوسد. در حالیکه از خود صدای قوچ در می آورد، از او فاصله گرفته و در این حال اطرافیان و همراهان کوسه شروع به خواندن قطعه ای دیگر می کنند. در خواندن آن ابتدا همراهان گروه کوسه خوانده و بقیه حاضرین جواب می دهند.

های کوسه هایله کوسه
باشماقه تایله کوسه
کوسه گلر دوزینن
ایچه دوله سوزینن
کپه نگ آره سنه
قرمزه قوزه گلر

به معنی :
آهای کوسه آهای کوسه با هیاهو
ای کوسه ای که کفش با لنگه داری
کوسه می آید با کلام نمکین خود
درون کوسه مملو از حرف های تازه است
در داخل کپنگ(لباس نمدی چوپان)
بره گوسفند قرمز رنگی قرار دارد

آق قویون قره قویون
باشنه هاره قویوم
باشنه قوی دوشم اوسه

آی گوسفند سفید، آی گوسفند سیاه
سرش را کجا بگذارم
سرش را بر روی سینه من بگذار

بعد از خواندن قطعه فوق اگر صاحبخانه از نظر مالی در شرایط مطلوب بود کوسه به سمت قبله دراز کشیده وانمود می کرد که مرده است و خودش را بر روی برف ها انداخته و بلند نمی شد. همچنین اگر کوسه به خانه ای می رفت که در طی یک سال قبل عروسی بود، همین کار را تکرار می کرد. در این زمان عروس بر بالین کوسه حاضر شده و می نشست و گریه می کرد. در این لحظه صاحبخانه نزد آنها آمده در حالیکه خلعتی در دست دارد از کوسه می خواهد که بلند شده و خلعت را بگیرد. یکی همراهان جلو آمده خلعتی را می گرفت و کوسه زنده می شد. در بهار همدان معمولاً خانه ها به دلیل نوع معیشت وابسته به دام و زراعت دارای اندرونی و بیرونی بودند که بنابر همین معمولاً آغل و طویله در بیرونی قرار داشت و به محض ورود یا خروج از خانه آن را می توان دید. کوسه هنگام خروج از خانه هر کس به سمت در طویله رفته و یک یا چند لگد محکم به در آن می زد. در حین زدن لگد کوسه از خود صدای قوچ را در می آورد. در این مراسم کوسه و عروس نباید حرف بزنند بهمین دلیل همراهان کوسه برای بارور شدن دام ها دعا نموده و از خدا می خواست تا بچه های صاحب خانه را به سلامت نگهدارد و نعمت و روزی خود را از این خانواده دریغ ننماید. بعد همراهان کوسه قطعه زیر را با حاضرین می خوانند؛

کپه نگ اره سنه
قرمزه قوزه گلر
کوسه گلر دوزینن
ایچه دوله سوزینن

به معنی:
در داخل کپنگ(لباس نمدی چوپان)
بره گوسفند قرمز رنگی قرار دارد
کوسه می آید با کلام نمکین خود
درون کوسه مملو از حرف های تازه است

اهالی بر این باور بودند که اگر کوسه نیاید و هنگام رفتن با لگد به در طویله نزد میش ها حامله نمی شوند. همچنین یکی از دلایل نازا بودن دام را نیامدن کوسه و یا لگد نزدن کوسه به در طویله می دانستند. بر همین اساس بسیاری از مردم که به کوسه و تاثیر او در باروری دام ها اعتقاد عمیق داشتند برای او نذر می کردند که با آمدن کوسه نذر خود را که اغلب پارچه پیراهنی بود به می دادند و از کوسه می خواستند تا دعا کند تا حاجت آنها برآورده شود. هنگام خارج شدن کوسه همراهان و حضار شعر زیر را می خوانند؛

های کوسه هایله کوسه
باشماقه تایله کوسه
الله بالی ساخله سه
کوسه نه اولدورمه سه
قاپه دن گیر ده کوسه
خیر و برکت گلده کوسه

به معنی:
آهای کوسه آهای کوسه با هیاهو
ای کوسه ای که کفش با لنگه داری
خدا بچه تورا نگه دارد
کوسه را هم نکشد
وقتی که کوسه از در خانه وارد شد
خیر و برکت هم همراه با او آمد

علاوه برآن کوسه و همراهان برنامه ریزی می کردند که هنگام به خانه یکی از افرادی که از نظر مالی شرایط مناسبی دارند برسند و ناهار را در همانجا بخورند. افرادی که گروه کوسه گردانی را در بهار همدان تشکیل می دادند هر کدام وظیفه ای را در گروه ایفا می نمودند که ای کارها عبارت بود از؛ یک نفر فقط پول هایی را که می دادند جمع می کرد. فرد دیگری کیسه ای را حمل می کرد که آردهای اهدایی مردم را در آن ریخته و به دوش می کشید. نفر سوم کیسه ای به دوش داشت که در آن برنج، کشمش، مویز و پارچه پیراهن یا شلوار خلعتی و از این قبیل چیزها را می ریخت. نفر چهارم ظرفی را با خود داشت که شیره انگور را در آن می ریخت. نفر پنجم گندم و بلغور گندم را در کیسه اش می ریخت. نفر ششم تنها به دریافتقند، چای اقدام می نمود. نفر هفتم عروس کوسه است. نفر هشتم خود چوپان است که نظارت بر مراسم را بر عهده داشته و سعی می کند بداند چه کسی چه چیزی را هدیه می کند. دربین راه و درزمان انجام مراسم اگر کیسه ای پر می شد در همان خانه باقی می گذاشتند و بعداز پایان مراسم آنها را جمع آوری می نمودند. تمام موادجمع آوری شده به چوپان تحویل داده می شد و چوپان به هر کدام از همراهان مقداری از اجناس گردآوری شده را هدیه می دهد.

سلیمی موید، سلیم(۱۳۹۴) آئین ها و مراسم ایرانی در گاهشمار خورشیدی، جلد چهارم زمستان، تهران، انتشارات طرح نقش خیال

انتهای پیام/