کد خبر : 3025
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۰

نام زمین های کشاورزی بهار

نام زمین های کشاورزی بهار
بهاری ها به زمین های کشاورزی دور و نزدیک اصطلاحاً «چول» (čol) می گویند که به معنی صحرا می باشد

گستردگی زمین های کشاورزی آنها را مجبور نموده بود تا برای نشانی دادن و تعیین محل زمین خود نام هایی را با توجه به موقعیت قرار گیری، دوری و نزدیکی به بهار و همچنین عوارض طبیعی و انسانی آن نام گذاری نمایند. برخی از این عناوین به شرح زیر است.

1- «چاخماق تپه سه» (čâxmâq tapase) این زمین ها در نزدیکی روستای گنج تپه یا گویش بهاری ها «گَش دَفه» (gašdafa) بود. به روایت بهاری ها در روزگار بسیار دور در این محوطه روستایی بوده که عمده شغل آنها کوزه گری بوده و اکنون نیز بقایای آن قابل مشاهده است.

2- «دینگرآباد آرخِ» (dingerâbâd ârxe) این زمین ها در نزدیکی روستای دینار آباد یا گویش بهاری ها «دینگرآباد» (dingerâbâd) بود.

3- «مِرقو دَرَه سه» (merqö darase) این زمین ها در نزدیکی و متصل به زمین های موسوم به «چورئی دَرَه سه» (čorey darase) در شمال بهار و در نزدیکی روستای تازه کند قرار داشت. روستای «تازه کند» را امروزه این روستا را حسام آباد می نامند. در زبان بهاری ها «مِرقو» به معنی داد و بیداد کردن بوده و عمدتاً به داد و فریاد گربه اطلاق می شود. به روایت بهاری ها در قدیم جوانان نا باب به این منطقه رفته و در آنجا مشروب و عرق خورده و اربده کشی و داد و بیداد می نمودند.

4- «چورئی دَرَه سه» (čorey darase) در گویش مردم بهار «چورئی دَرَه سه» (čorey darase) به معنی دره و گودی است که مملو از نان می باشد. علت نام گذاری آن محصول خوب و فراوان گندم و جو این زمین ها بوده است. محل آن در شمال بهار و در نزدیکی روستای تازه کند قرار داشت. روستای «تازه کند» را امروزه این روستا را حسام آباد می نامند.

5- «دوفَخ» (dofax) این زمین ها در کنار رودخانه لالجین یا به گویش بهاری ها «لئلین» (lalyn)و راه اصلی روستای گنبدان یا به زبان بهاری ها «گُمَزان» (gmazân) قرار داشت. این زمین ها را مسیر عبوری آب قنات «کَدکَریزه» به قسمت کرده بود و تنها توسط پلی به هم متصل می شدند.

6- «آباس آباد» (âbas âbâd) این زمین ها در کنار رودخانه لالجین قرار داشت.

7- «کُخا قاسِم بُرجِ» (koxâ qâsem borjee) این زمین ها در کنار رودخانه لالجین قرار داشت.

8- «چول آرخِ» (čol ârxe) این زمین ها در سمت شمال بهار قرار داشت. زمین ها و باغات این منطقه در حاشیه جوی بزرگ آب اصلی بود که آب قنات ها را به سر زمین های کشاورزی و باغات انتقال می داد. «آرخ»(rxâ) در زبان محلی معنی جوی را می دهد و «چول»(olč) به معنی صحرا می باشد.

9- «کوزه کولان» (köza külân) این زمین ها در نزدیکی شهر صالح آباد بوده و بیشتر زمین های واقع در آن از قدیم مشکل کم آبی داشته و زمین های آن از مرغوبیت چندانی برخوردار نبودند. شهر «صالح آباد» در گویش بهاری ها اصطلاحاً «صَلَباد» (salabâd) نامیده می شود.

10- «شیره تورپاقِ» (šira torpâqe) این زمین ها در کنار زمین های موسوم به «سَرشکاف» قرار داشته و زمین های آن نزدیک روستای «یئن آباد»(yeinâbad) (یکن آباد) قرار دارد. معنی آن زمین هایی را شامل می شود که خاک آنجا را برای فرآوری شیره انگور و ریختن در داخل خم های شیره پزی استفاده می نمودند.

11- «راهانگ گونَشه» (râhang gönaše) بخش شمالی جوی انتقال آب قنوات به شهر بهار را در گذشته شامل می شده و در غرب بهار قدیم قرار  داشته است.

12- «سَرشکاف» (sarešgâf) این زمین ها در کنار زمین های موسوم به «شیره تورپاقِ» قرار داشته و زمین های آن نزدیک روستای «یئن آباد»(yeinâbad) (یکن آباد) قرار دارد. علاوه بر آن مادرچاه قنات موسوم به «سَرشکاف» در این زمین ها قرار دارد.

13- «قُرُق» (qoroq) دشت بهار و به خصوص منطقه قرق آن یکی از مناطق پرآب در استان همدان است. این زمین ها در شرق بهار قرار داشته و در گذشته پوشیده از چمن بوده است. «قرق» یکی از مناطق باستانی شهر بهار تلقی می شود. در قدیم محل انباشت خرمن ها برای خشک شدن و باد دادن در این زمین ها قرار داشت.

14- «کَدکَریزه» (kad karize) این زمین ها در ابتدای راه اصلی بهار به صالح آباد و در غرب محله «آق دروازه» قرار داشته اند.

15- «آباس آرخِ» (âbâs ârxe) این زمین ها در نزدیکی روستای گنج تپه یا گویش بهاری ها «گَش دَفه» (gašdafa) بود. زمین های موسوم به «آباس آرخِ» در مجاورت زمین های معروف به «چاخماق تپه سه» قرار دارند.

16- «کونه دیرمان بورنه» (köna deyrmân borne) به معنی زمین های حاشیه و مجاورت دماغه آسیاب کهنه بوده و منظور از دماغه گذر و پیچ راه آسیاب و حوالی آن است.

17- «دیرمان آرخِ» (deyermân ârxe) به معنی زمین های حاشیه جوی انتقال آب به آسیاب کهنه بوده است.

18- «حاجه آرخِ» (hâje ârxe) به معنی زمین هایی که در کنار جوی آب فردی موسوم به حاجی بوده است حاجی آرخی از سد بهار به آق یال میباشد وتا جاده قدیم لالجین به بهار(جاده خاکی)ادامه دارد.

19- «آصلان آرخِ» (âslân ârxe) به معنی زمین هایی که در کنار جوی آب فردی به نام اصلان قرار  دارند. اصلان آرخی هم از شعبه های حاجی آرخی است این آرخ از جاده قدیم لالجین رد شده به سمت گنج تپه راهانگی ادامه دارد.

20- «آق یال» (âqyâl)

زمین‌‌های کشاورزی و باغی موسوم به «آق یال» در قسمت غربی شهر بهار قرار داشته‌‌است.

21- «خبر آرخِه» (xabar ârxe)

مَثلی هم دارند: خَبَر آرخِه دُورُوشِنَه اُوشقِیِرَه

«خبر آرخِه» (xabar ârxe) نام یکی از محوطه های کشاورزی در بهار قدیم بود که علاوه بر زمین های مرغوب محصول فراوانی در پایان سال زراعی هم نصیب کشاورزان می نمود بنابر همین وفور محصول برخی از دراویش در زمان برداشت محصول بر سر زمین های کشاورزی «خبر آرخِه» (xabar ârxe) و دیگر زمین ها حاضر می شدند. در این میان دراویشی که به زمین های موسوم به «خبر آرخِه» (xabar ârxe) میرفتند با دیدن حجم انبوهی از محصول تقاضای سهم بیشتری می نمودند و بر خواسته خود پافشاری نموده و با سماجتی که از خود نشان می دادند، از کشاورزان محصول خوبی را دریافت می نمودند. این ضرب المثل به خاطر پافشاری و لجاجت و سماجت دراویش آن روزگاران ساخته و پرداخته شده اند.

سلیم سلیمی موید

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

پیام سال 1400 میراث فرهنگی و تاریخی بهار